تو را ثبت میکنم
نگاه میدارم
برای آرامشی همیشگی
برای قرار گرفتنِ "دل"
برای روزهای دلتنگی
جایی ست در عمق روح و فکر و قلبم که کسی از آن خبر ندارد
تو را میگذارم آنجا
درست در تاریکترین و عمیق ترین و خلوت ترین جای فهم ام
میگذارمت آنجا و به هیچ کس هم نخواهم گفت که تو آنجایی
تا هر شب در تنهایی هایم بیرون ات بیاورم
بگذارمت روبروی خودم
در آغوشت بکشم و نگاهت کنم
تو هم برایم حرف بزنی و لبخندهایت را بریزی توی چشمهای من
من هم نوازشت کنم و برایت از محبت بگویم
از محبتی که ریشه میکند و راه را بر هر چه غیر از "تــو" میبندد...
 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 12:52 | لینک  | 

 
 
بـعضـی آدم هـا را نـمیشـود داشـت !

 
فقـط مـیشـود یـک جـور خـاصـی دوستـشـان داشـت !

 
بـعضـی آدم هـا اصـلا بـرای ایـن نـیستـنـد ،

 
کـه بـرای تـو بـاشنـد یـا تـو بـرای آن هـا !

 
اصـلا بـه آخـرش فکـر نـمـی کنـی .. .

 
آنهـا بـرای ایـننـد کـه دوستـشـان بـداری ،

 
آن هـم نـه دوسـت داشتـن مـعمـولـی نـه حتـی عـشـق !

 
یـک جـور خـاصـی دوسـت داشتـن کـه اصـلا هـم کـم نـیسـت ..!

 
ایـن آدم هـا حتـی وقتـی کـه دیگـر نـیستنـد هـم ،

 
در کنـج دلـت تـا ابـد یـه جـور خـاص دوسـت داشتـه خـواهنـد شـد ...
نوشته شده توسط f&m در ساعت 12:49 | لینک  | 

ديشب را تا صبح بدنبالت گشتم
لابه لاي تمام خاطرات گذشته...
تمام خوبهايم را ورق زدم...
لحظه به لحظه اش را...
رد پايت همه جا جاريست...
اما...
دوباره تکرار داستان هميشگي
نبود تو و انتظار من...!!!
امروز را هم دوباره دنبالت مي گردم......مثل همه روزهاي نبودت!!!
امروز هم سراغت را از تمام برگ ها مي گيرم...!
شايد 
برگي را از قلم انداخته باشم

نوشته شده توسط f&m در ساعت 11:20 | لینک  | 


می نویسم از تو برای تو و دور از تو ....
بدون هراس از خوانده شدن...
بگذار همه بدانند...

می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را...
نه چشمانم میبیند...
و نه گوش هایم می شنود...
و نه دستانم لمس می کند...

تنها با شعفی صادقانه ...
با دلم احساست می کنم... !!!!


 
 
بازهم برای تو مینویسم...
برای تو تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه ی من جاریست...
باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم و در ژرفای لحظه های با تو بودن گم میشوم...
و در آن لحظه رویایی در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم...
 تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم...
 
 تا خودم را بیابم... واز زندان لحظه های بی تو رها شوم....
 
شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم...
و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن...
 رویایی که دست من را به دستان گرم تو میرساند...
 
آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است...
در این رویای دلنشین تنها دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند...
گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده...
و چه زیباست رویای با تو بودن
نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:19 | لینک  | 

 

كنارت هستند، تا كي؟تا وقتی كه به تو احتياج دارند. از پيشت ميروند يك روز، كدام

روز؟وقتی كسی جايت آمد. دوستت دارند،تا چه موقع؟ تا موقعی كه كسی ديگر را

برای دوست داشتن پيدا كنند. ميگويند عاشقت هستند براي هميشه،(نه) فقط تا

وقتی كه نوبت بازي با تو تمام شود

نوشته شده توسط f&m در ساعت 11:44 | لینک  | 

 
از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ
 
گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
نوشته شده توسط f&m در ساعت 10:4 | لینک  | 

 
 
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند
مراقب بعضی یک ها باشیم
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . .
نوشته شده توسط f&m در ساعت 10:3 | لینک  | 

 
 
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی
آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .
نوشته شده توسط f&m در ساعت 10:1 | لینک  | 

 
گذشته ای که حالمان را گرفته است

 
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم

 
و حالی که حالمان را بهم میزند

 
چه زندگی شیرینی
 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 9:56 | لینک  | 

 

 
یک فریب بزرگ است!

 
سالهاست با غوره ها کلنجار میروم

 
حلوا نمیشوند...
نوشته شده توسط f&m در ساعت 9:55 | لینک  | 

 
اگر دوست من هستی
کمکم کن از تو هجرت کنم
اگر عزیز منی
کمکم کن از تو شفا یابم
اگر می دانستم
که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمی بستم
اگر می دانستم
که دریا عمیق است.. به دریا نمی زدم
اگر پایانم را می دانستم
هرگز شروع نمی کردم


 
دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها



 
اگر پیامبری
از این جادو رهایی ام ده
از این کفر
دوست داشتن تو کفر است .. پاکیزه ام گردان
از این کفر
اگر توان آن داری
بیرونم بیاور از این دریا
من شنا کردن نیاموخته ام


 
موج آبی چشمانت.. می کشاندم
به سمت ژرفا
آبی
آبی
هیچ چیزی جز آبی نیست
من نو اموخته ام
در دوست داشتن.. و قایقی ندارم
اگر برای تو ارزشی دارم دستم را بگیر
که من از سر تا به پا عاشقم
من در زیر آب نفس می کشم
غرق می شوم
غرق
غرق
نوشته شده توسط f&m در ساعت 9:51 | لینک  | 

 
عاشقت خواهم ماند..............بی آنكه بدانی

 
. دوستت خواهم داشت ........... بی آنكه بگویم 

 
. درد دل خواهم گفت..............بی هیچ كلامی 

 
. گوش خواهم داد .................بی هیچ سخنی 

 
. در آغوشت خواهم گریست.........بی آنكه حس كنی
 
. در تو ذوب خواهم شد ............بی هیچ حرارتی

 
. این گونه شاید احساسم نمیرد .......
نوشته شده توسط f&m در ساعت 9:49 | لینک  | 

 

تمام عشق ات
به تمامی
به من هجوم آورده

تمام عشقی که
نداشتم ات هرگز
و دارم اش همیشه

تمام عاشقانه های زمین به من هجوم آورده اند
و من
بی سلاح
بی دفاع
به روزهای بی بوسه ای فکر می کنم
که رفتن ات نصیب ام کرد

نمیگویم برگرد
که خود رفته را برگرد گفتن نابجاست
می گویم
تو نبض همه ی زایش های منی
هجوم بی امان ات را
به تسلیم بی امان ام نظاره کن

نوشته شده توسط f&m در ساعت 9:30 | لینک  | 


 
در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند :

" بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم "

و امروز در آغوش دیگری..

نفس نفس میزنند... !

 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 12:58 | لینک  | 

 
 
از تـو بـرايـم چه مانـده است ؟!
صندوقي پـُراز گلايه ... قـاب عكسي خالي ...
دقايقي كه مي خواهمت و نيستي ...
حرفـهايي كه مي خواهـم و نمي زني ...
شنيدني هايي كه مي خواهـم و نمي گويي ...
سـردي آمـدن هـا و گرمي اشـك و تعليـق و انتـظار ...
و بي خبـري هـاي پي در پي !
مـِهري كه دارم مي خـري وَ بي مِهـر دور مي اندازي ...
كـلامي كه نيـاز دارم و مجـالي نـداري بـراي بيـانش !
و خـاطرات ...
 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 10:12 | لینک  | 

 
 
در کدامین لحظه دفن شد کودکی ام
که هنوز مجهول است مزارش...
من همان روزها را دوباره میخواهم
کاش تو را بازگشتی بود
و مرا جراتی به جبران...
افسوس رفتی و تمام خاطراتم را
به زیر خاک سرد بردی
افسوس...
 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:8 | لینک  | 

رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری.
رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از همان جا رها کنی.
این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی.
این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی.

یکرنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشقترینی ، مغرور نباش ای تو که ادعا میکنی مرا دوست داری
وفادار باش ، ای تو که در آغاز آشنایی وفاداری در حرفهایت بود ، صادق باش ای تو که با دروغ مرا در دام خودت انداختی .
یکدل باش با دلی که تنها به عشق تو مانده و خطی سرخ بر روی همه کشیده.
تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ، چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟
به خدا این رسم عاشقی نیست.
نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:32 | لینک  | 

 
دلم برایت خیلی تنگ است

شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام

و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام

اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم

نمیدانم چرا؟!

مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم

مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم

نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟!

اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم

از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد

شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند
نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:27 | لینک  | 

 
ای دزدی که همه ی چیزهای شیرین را  
 
از آن خود میکنی
 
این را هم به فهرستت اضافه کن
 
او روزی از روزهای پاییز
 
به من گفت :
 
" دوستت دارم "
 
نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:25 | لینک  | 

 

تو اینجا نیستی ! تنهای تنها ، با سکوتی سخت درگیرم

و می دانم ، اگر دیگر نیایی ،

در غروبی سرد و غمبار و پر از تردید می میرم !

امید بازگشت تو ، مرا زنده نگه می دارد و آری

تو می آیی !

تو می آیی بهانه من ،

و می دانم دوباره شاخه های خشک احساسم ،

جوانه می زند ،

لبریز از عشق و شکوه زندگی می گردد و با تو ،

تمام لحظه های تلخ پاییز و زمستان را ،

تمام لحظه های بی تو بودن را ،

تمام خاطرات سرد و بی روح نبودت را ،

شبیه قاصدک ، در دست های باد می اندازد و دیگر ،

به آن فصل پر از دلتنگی و سرما نیندیشد !

تو می آیی بهانه من ،

تو می آیی ،و شوق دیدنت ، این شاخه های خشک را زنده نگه می دارد و

تنها به شوق تو ،سکوت ژرف و سرد مرگ را بدرود می گوید

نوشته شده توسط f&m در ساعت 13:11 | لینک  | 
 

Erorr in Your Internet Explorer !!!